مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
183
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
مىگويند . بديهى است تصور معنا در مورد مفاهيم اسمى استقلالى و مفاهيم غير مستقل ( معانى حرفى و نسب اضافى ) به صورت غير مستقل و اندكاكى است . بروجردى ، حسين ، نهاية الاصول ، ص ( 25 - 24 ) . استعمال الفاظ به كارگيرى لفظ به قصد ايجاد معنا در ذهن مخاطب استعمال ، در لغت به معناى « به كار گرفتن » و « به كار بردن » و در اصطلاح اهل ادب عبارت است از القاى لفظ و اراده معنا ؛ يعنى به كارگيرى لفظ به قصد ايجاد معنا در ذهن مخاطب . در كتاب « فوائد الاصول » آمده است : « فنقول : ان الاستعمال عبارة عن القاء المعنى باللفظ و جعل اللفظ مرآة له » . « 1 » اراده و قصد از مقومات استعمال است و اين امر ، وجه افتراق دلالت تصورى با استعمال مىباشد ، زيرا در دلالت تصورى ، به مجرد ايجاد لفظ ، معنا به ذهن خطور مىكند ، حتى در صورتى كه بدون اراده آن را به زبان آورده و يا از برخورد دو سنگ ، لفظ به وجود آمده باشد . اما در استعمال ، متكلم لفظ را به قصد خطور دادن معنا به ذهن شنونده به كار مىبرد . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص ( 81 - 80 ) . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 131 . شهابى ، محمود ، تقريرات اصول ، ص 49 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 30 . مجاهد ، محمد بن على ، مفاتيح الاصول ، ص 31 . استعمال ايجادى به كارگيرى لفظ به قصد ايجاد معنا در خارج استعمال ايجادى ، مقابل استعمال افهامى بوده و عبارت است از استعمال لفظ به قصد انشا و ايجاد معنايى كه پيش از اين استعمال ، در نفس الامر وجود نداشته است . در اين استعمال ، لفظ ، وسيلهاى براى ايجاد معنا در خارج است ؛ يعنى با اين استعمال و به سبب اعتبار متكلم ، معنا ايجاد مىگردد ؛ بر خلاف استعمال افهامى ، كه در آن ، قصد اخبار از امرى است كه در ذهن يا خارج ( نفس الامر ) وجود دارد ، نه اينكه قصد ، ايجاد امرى در خارج باشد ، مانند : استعمال صيغه عقد نكاح يا عقد بيع كه سبب ايجاد علقه زوجيت و ملكيت در عالم اعتبار مىشود . بروجردى ، حسين ، نهاية الاصول ، ص ( 25 - 24 ) . استعمال حقيقى به كارگيرى لفظ در معناى موضوع له استعمال لفظ در معناى موضوع له را استعمال حقيقى گويند ، مثل : استعمال لفظ « اسد » در معناى شير درنده . در استعمال حقيقى ، لفظ به تنهايى و بدون استفاده از قرينه ، معنا را در ذهن شنونده حاضر مىنمايد ؛ به خلاف استعمال مجازى . نيز ر . ك : لفظ حقيقى . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص ( 82 - 81 ) . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 30 . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 103 - 102 ) . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 128 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ص 20 . استعمال شارع ر . ك : استعمال شرعى استعمال شرعى استعمال لفظ توسط شارع در معنايى متفاوت از معناى لغوى و عرفى به كارگيرى الفاظ از سوى شارع به قصد افاده معناى خاص در ذهن مخاطبان را استعمال شرعى مىگويند ؛ به بيان ديگر ، به استعمالهايى كه در لسان شارع ( به لحاظ شارع بودنش ) صورت مىگيرد ، استعمال شرعى مىگويند ، مانند : استعمال لفظ « صلاة » و اراده عبادت خاص . نكته : هرگاه شارع لفظى را در معنايى استعمال كند و براى مكلف ترديد به وجود آيد كه آيا معناى شرعى ( حقيقت شرعيه ) را اراده كرده يا معناى عرفى را ، ابتدا آن را بر معناى شرعى حمل مىكند و اگر چنين حملى ممكن نبود ، آن را بر حقيقت عرفى حمل مىنمايد و اگر آنهم ممكن نبود ، بر معناى لغوى حمل مىكند . نيز ر . ك : حقيقت شرعى . اسنوى ، عبد الرحيم بن حسن ، التمهيد فى تخريج الفروع على الاصول ، ص 228 . همان ، ص 230 . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 169 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ص 34 . استعمال عرفى به كارگيرى لفظ در معناى رايج در عرف به كارگيرى لفظ از سوى اهل عرف به قصد افاده معنا در ذهن مخاطب را استعمال عرفى گويند ؛ براى مثال ، كلمه « دابّه » در لغت به معناى هر جنبندهاى است ، ولى در عرف براى « چهار پا » به كار برده مىشود . اقسام استعمال عرفى به قرار ذيل است :
--> ( 1 ) . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 2 ، 1 ، ص 93 .